چاخان


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 27 فروردین ماه سال 1390

رفع زحمت

    خداحافظ


    شاید برای همیشه


    حلالم کنید

سه شنبه 20 مهر ماه سال 1389

من وحشی نیستم

تو مرا وحشی میخوانی ... میگویی ارزشی ندارم ... بی خانمانم میدانی ....و معتقدی که جز آسمان سرپناهی ندارم ... برایم مهم نیست که تو چگونه می اندیشی و در باره من چه فکر میکنی؟!!     رنگم زرد است؟   باشد، اما زیبا و دیدنی ام.  هر روز در اولین لحظه های طلوع ، خورشید به من سلام میکند.   در شیبی ملایم که به نهری زلال ختم میشود ، روییده ام!

دست هیچ انسانی به من نمیرسد و شاید در طول عمر کوتاهم نظر هیچ عابری را به خود جلب نکنم.           آری   تو در گلخانه ها به دنیا میآیی و مراقبانی داری!   برای هر شاخه ات هزاران تومان میپردازند..

اما افسوس که در زیر سایبان گلخانه ها محبوسی!  تو را سپس در مغازه ها زندانی میکنند تا خریده شوی و برای عیادت از مریضی (شاید رو به موت) به کار آیی... ممکن است از گورستان سر در آوری و بر قبری تازه تو را بنهند تا نزدیکان متوفی به گرانی هر شاخه ات ببالند (اما حیف که باعث آرامش روح آن مرحوم و بخشایش وی نخواهی شد)... شاید در جشنی و یا محفلی تو را دسته کنند و ببرند که در کنارت چند عکس یادگاری بگیرند و بعد بیاندازندت در سطل زباله و بمیری!!      اما من از پیوند ابر و باران و خورشید و خاک ، به دنیا میآیم!   نسیم با من رازها میگوید و باد چونان مادری مهربان هر روز به دیدارم میآید!   آفتاب از نگاه معصومانه ام به وجد میرسد و پرندگان از برای سادگی و صداقتم ، آواز میخوانند! شاپرکها نیز بر چهره ام مینشینند تا زیبایی بالهایشان را با من قیاس کنند... و اینها همه برایم لذت بخش و زیباست!

اما تو در تمام زندگی کوتاهت ، نه صدای پرنده ای را خواهی شنید و نه پروانه ای را خواهی دید... تو را برای آن میخرند تا دلی را به زور به دست آورند    یا به قول معروف در برابر کسی کم نیاورند   باور کن که دلم برایت میسوزد.. ای همنوع مظلوم و گران قیمتم!

ازاینکه در گورستانها و جشنها پرپرت میکنند ، حال خوشی ندارم.   چقدر خوب بود که تو نیز مانند من و در پایان عمرت ، با دستهای باد پرپر میشدی و در هوا انتشار می یافتی و به خاک بازمیگشتی!!!!   مرا وحشی نخوان    من خودروام!   آزاد و رهایم!   بدون آنکه برایم خرج کنند در همان اولین نگاه، چشمهایشان را بی هیچ منتی مینوازم.... ولی افسوس که این روزها و در این بحران عاطفه و عشق که انگار قحطی محبت آمده ، کسی به تماشایم از خانه بیرون نمیزند!

باشد ... من نیز چون همیشه به باد و نسیم و آفتاب و خاک و پرنده و پروانه دل میدهم..

آنها قدرم را بهتر دریافته اند!!!!   فقط بدان تا روزی که هستم ، به مظلومیت معصومانه و غریبانه تو در آن گلخانه های خفقان آور فکرمیکنم و دلم برایت تنگ میشود!!